
Podcast
vibe-coded by ppoorebrahim.ir
آنگوس قدمزنان در خیابون پیش میرفت و جلوی ویترین همهی فروشگاههای جورواجور میایستاد تا اونها رو تماشا کنه: «اون نونوایی، اون هم گوشتفروشی، ماهیفروشی، خواروبارفروشی، و شیرینیفروشی. اما اصلاً عسلفروشی اینجاها نیست.» خوراکی دلخواه آنگوس، عسل بود. ادامه داستان در کتابک: داستان قدرت گلبرگها https://ketabak.org/d72vj

داستان قدرت گلبرگها
