
Podcast
vibe-coded by ppoorebrahim.ir
بخش ۶ - کینهٔ سلم و تور ایرج را از (فردوسی » شاهنامه » فریدون) را با خوانش مجید آخته بشنوید. فایل صوتی متناظر را میتوانید در قالب mp3 از این نشانی (اندازه 9.70 مگابایت) دریافت کنید. متن خوانش: برآمد برین روزگار دراز زمانه به دل در همی داشت راز فریدون فرزانه شد سالخورد به باغ بهار اندر آورد گرد برین گونه گردد سراسر سخن شود سست نیرو چو گردد کهن چو آمد به کاراندرون تیرگی گرفتند پرمایگان خیرگی بجنبید مر سلم را دل ز جای دگرگونهتر شد به آیین و رای دلش گشت غرقه به آزاندرون به اندیشه بنشست با رهنمون نبودش پسندیده بخش پدر که داد او به کهتر پسر تخت زر به دل پر ز کین شد به رخ پر ز چین فرسته فرستاد زی شاه چین فرستاد نزد برادر پیام که جاوید زی خرم و شادکام بدان ای شهنشاه ترکان و چین گسسته دل روشن از به گزین ز نیکی زیان کرده گویی پسند منش پست و بالا چو سرو بلند کنون بشنو ازمن یکی داستان کزین گونه نشنیدی از باستان سه فرزند بودیم زیبای تخت یکی کهتر از ما برآمد به بخت اگر مهترم من به سال و خرد زمانه به مهر من اندر خورد گذشته ز من تاج و تخت و کلاه نزیبد مگر بر تو ای پادشاه سزد گر بمانیم هر دو دژم کزین سان پدر کرد بر ما ستم چو ایران و دشت یلان و یمن به ایرج دهد روم و خاور به من سپارد ترا مرز ترکان و چین که از تو سپهدار ایران زمین بدین بخشش اندر مرا پای نیست به مغز پدر اندرون رای نیست هیون فرستاده بگزارد پای بیامد به نزدیک توران خدای به خوبی شنیده همه یاد کرد سر تور بیمغز پرباد کرد چو این راز بشنید تور دلیر برآشفت ناگاه برسان شیر چنین داد پاسخ که با شهریار بگو این سخن هم چنین یاد دار که ما را به گاه جوانی پدر بدین گونه بفریفت ای دادگر درختیست این خود نشانده بدست کجا آب او خون و برگش کبست ترا با من اکنون بدین گفتگوی بباید بروی اندر آورد روی زدن رای هشیار و کردن نگاه هیونی فگندن به نزدیک شاه زبانآوری چرب گوی از میان فرستاد باید به شاه جهان به جای زبونی و جا

فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶ - کینهٔ سلم و تور ایرج را با خوانش مجید آخته
