
Podcast
vibe-coded by ppoorebrahim.ir
هر اپیزود رادیو ور، دریچهایه به قصههای ایرانی. قصههایی که بخشی از هویت ما رو به ما نشون میدن. قصههایی برای دوباره زیستن. من این قصهها رو بازآفرینیشده و به شیوۀ نمایشی براتون تعریف میکنم و خیلی ممنون میشم اگه رادیو ور رو به دوستانتون هم معرفی کنید؛ چون با این قصهها میتونیم دوباره خودمونو بشناسیم و به خودمون باور پیدا کنیم. رادیو ور صدای هویت و باور. فصل یکم: رستم اپیزود یک: رستم و سیاوش متن این اپیزود بر اساس شاهنامۀ فردوسی بازنویسی و بازآفرینی شده. لحظهای از زندگی رستم رو انتخاب کردهم برای شروع؛ لحظاتی درست قبل از مرگش. رستم در چاهِ شغاد افتاده و تمام عمرش داره از جلو چشمش رد میشه؛ اما هیچی نمیدونه؛ نه میدونه خودش کیه، نه میدونه این چهرههایی که داره میبینه چیه و نه میدونه چطور باید از چنگ این خاطراتِ ناشناس نجات پیدا کنه. رادیو ور قراره به رستم کمک کنه خودشو بشناسه، بدونه کیه، چه کارها کرده و چرا تو چاه افتاده. رستمِ رادیو ور، نمایندۀ ماست؛ ما هم تو چاه افتادهیم و یه پازل هزارتکه از هویتمون رو دستمون مونده و نمیتونیم بفهمیم کی هستیم و چرا هستیم و چطور باید باشیم. به خاطر همینه که قصه اینطوری شروع میشه: این قصۀ تو ئه. تویی که افتادی تو چاه و نیزهها و شمشیرایی که توی دیوارۀ چاه کار گذاشته بودن، تنت رو پارهپاره کرده... تا ابد ممنونم از اسپانسر این اپیزود: حکیم ابوالقاسم فردوسی که قرنهاست با شاهنامه از ما و هویتمون حمایت کرده. لینک حمایت مالی از رادیو وَر | رادیو ور در اینستاگرام یادتون نره که رادیو ور رو به دوستانتون هم معرفی کنید و دربارهش با من حرف بزنید. مخلص.

چهار- سریالِ رستم، قسمت اول: رستم و سیاوش
