
Podcast
vibe-coded by ppoorebrahim.ir
«چون دختر قمرمنظر مرا در میان خانۀ دربسته دید، پیش آمده مرا به کنار گرفت و بر زمینم انداخت و بر سینۀ من بنشست و شکم مرا چنگل همیگرفت و همیفشرد...» عزیزه از عشق عزیز دق کرد و مرد، اما عزیز هیچ از او یاد نمیکرد و یک سال و اندی با معشوقهاش به شادکامی میگذراند تا آنکه شبی در میان کویی به پیرزنی برخورد که از او خواست به خانهاش بیاید و برایش نامهای بخواند. عزیز بیآنکه بداند چه در پیش رو دارد، پذیرفت. امشب ببینیم عزیز چه سرنوشتی در پیش دارد. بعضی واژههای دشوار شب ۱۲۳: چنگل: نیشگون رخام: مرمر بدیع الجمال: زیبا عدول: جمعِ عادل ذمت: ذمه، عهده Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

شب ۱۲۳- حکایت ملکنعمان و فرزندانش
