
Podcast
vibe-coded by ppoorebrahim.ir
«من بهشت جزیرۀ کافور و قلعۀ بلور بگشتم و حاکم آن جزایر ملک شهرمان نام داشت و او را دختری بود دنیا نام. با من گفتند که او مصور صورت این غزال است...» به پایان حکایت عزیز و عزیزه رسیدیم. شنیدیم که عزیز در پی خیانتهایش مردانگیاش را از دست داد؛ اما عزیزه که در عشق عزیز مرده بود، پارچۀ نفیس و عجیبی را که از دلیلۀ محتاله گرفته بودند، به همراه نامهای برای او به یادگار گذاشته بود. عزیز امشب نامۀ عزیزه و پایان سرگذشتش را روایت میکند. با صدای فاطمه سالاروند شب ۱۲۸ را بشنوید. بعضی واژههای دشوار شب ۱۲۸: تفریط (در چیزی): نابود و ضایع کردن آن مصور: نقاش تمثال: تصویر خداوند: مالک، صاحب حیله: ابزار، چاره سرشک: گریه Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

شب ۱۲۸- حکایت ملکنعمان و فرزندانش
