
Podcast
vibe-coded by ppoorebrahim.ir
پیش عطاری یکی گِلخوار رفت * تا خرد ابلوج قند خاص زفت | پس بر عطار طرار دودل * موضع سنگ ترازو بود گل | گفت گل سنگ ترازوی منست * گر ترا میل شکر بخریدنست | گفت هستم در مهمی قندجو * سنگ میزان هر چه خواهی باش گو | گفت با خود پیش آنک گلخورست * سنگ چه بود گل نکوتر از زرست | همچو آن دلاله که گفت ای پسر * نو عروسی یافتم بس خوبفر | سخت زیبا لیک هم یک چیز هست * که آن ستیره دختر حلواگرست | گفت بهتر این چنین خود گر بود * دختر او چرب و شیرینتر بود | گر نداری سنگ و سنگت از گلست * این به و به گل مرا میوهٔ دلست *** این برنامهای است از رادیو بامداد تمامی قسمتهای این مجموعه را میتوانید در وبسایت رادیو بامداد بشنوید www.RadioBamdad.com
#78 - مرد گِل خوار و عطار