
Podcast
vibe-coded by ppoorebrahim.ir
۱.نمیخواهم تجربه شخصیام را در سینهام پنهان نگاه دارم. من همیشه یک ذهن نقاد داشتهام، سالها سعادت سخنرانی در زمینه حضرت اباعبداالله و ماه رمضان را داشته ام.نه اینکه تمام پاسخها را داشته باشم.پشت جلد کتابی میخواندم فلسفه الزاماً رسیدن به پاسخها نیست، از سوالی به سوال عمیقتر رفتن است. من در روزگاری از عمر خویش این صحبتها را میکنم که به سوال داشتن،به نقد کردن،به مطالبهگر بودن در برابر خودم و به نقد کشیدن باورهای خودم مفتخر هستم و از این امر هراسی ندارم. ۲.چون من میدانم بسیاری از چیزهایی که در برهههای مختلف زندگی کسب کردم ماحصل ذهن آدمهای آن دوران بوده و ذهن آدمهای آن دوران همانقدر بیشتر نمیکشیده و بنا نیست من وامدار تفکر تمام آن آدمها باشم. ۳.ما باید با احترام به آنها بر شانههای غول بایستیم،بیاندیشیم،پرسشگری کنیم و اجازه پرسشگری به نسلهای پس از خودمان هم بدهیم. تنها در این صورت است که ایمانهایی سالمتر به بار خواهد نشست، نه ایمان های نیاموزده! نه یقینهای بدون پرسش! ۴.آنچه از کودکی از ما مطالبه شده این بوده که گوش کنیم و اطاعت کنیم و فکر میکنم ما فهمیدیم که نمیتوانیم اطاعت کنیم،بسیاری از ما عصیان کردیم و بسیاری از ما همه چیز را کنار گذاشتیم. ۵.من محصول چنین نسلی هستم،محصول دورانی هستم که بسیار به احساسات مذهبی دامن زده میشد. برای اینکه یک آدمی اشک بریزد،ارج و قرب بسیار قائل میشدند. من به عنوان کسی که در دوران کودکی و نوجوانیام تمام این امتیازات را به دست آوردم. کم کم فکر کردم شاید مقصود بالاتری مد نظر دین است. ۶.این خیلی ساده است که فقط بیاییم و یک آدمی را تربیت کنیم که خداوند را صدا بزند و ندا کند،دعا کند و مناجات شعبانیه بخواند و فقط گریه کند! پس چه چیزی در زندگی این آدم تغییر میکند؟ این جملات دقیقا چگونه صادر شده؟ ۷.اگر حضرت سجاد میگویند: «وَ بَلِّغْ ایْماٰنیْ الیٰ اَکْمَلِ اَلْایْماٰنْ» ایشان از بلاغت و رساندن صحبت میکند،از ایمان و اِکمال و به کمال رسیدن ایمان صحبت میکند. در ذهنش چه بوده؟ کدام خدا را میدیده؟ و بهتر است پرسشم را تغییر دهم و بگویم: کدام خویشتنِ خویش را میدیده که در جایگاه چنین سوالی و در جایگاه چنین دعایی خودش را میدیده؟ ۸.اینها بسیار برای من مهم است، اینها واگویههای خودم با خودم است ولی گفتم شاید بعضیها باشند که بهدردشان بخورد که: ▪️ما باید چگونه بیاندیشیم؟ ▪️چگونه باید خودمان را به تحول وا بداریم؟ ▪️چه تغییر نگرشی لازم داریم تا همآوا شویم و ▪️فرکانسهایمان شبیه به کسانی شود که شاید به هر حال قبولشان داشته باشیم؟ ▪️کی باید سفر زندگی خودمان را آغاز کنیم؟ ▪️کی باید خدایی را کشف کنیم که پاسخگوی سوالات عمیق ما ست؟ ▪️چگونه زیستنی را باید در پیش بگیریم تا با اینگونه خدا پرستی همگن باشد؟ ۹.بگذارید چند نکته برایتان بگویم: فرض کنید میخواهم تجارتی را راه بیاندازم و کسب و کاری را مدیریت کنم. طبیعتاً خودم را در اکوسیستمهای استارتآپی قرار میدهم. یک اتمسفری میخواهد و من باید خودم را در همچنین فضایی قرار دهم. میخواهم بگویم خودم را در همچنین فضایی قرار دادن مستلزم تغییر سبک

ایمان و توانگری رمضان ۱۴۰۱ بخش ۱
