
Podcast
vibe-coded by ppoorebrahim.ir
در سال 1944 فیزیکدان معروف اروین شرودینگر تعریفی از حیات و موجود زنده ارائه داد که هنوز مقابل کشفیات بسیار دوام آورده و معتبر مانده است. او گفت موجودات زنده در برابرِ رسیدن به نقطه تعادل از خود مقاومت نشان می دهند. برای فهم آن تصور کنید که یک تکه سنگ داغ را در سواحل بوشهر برمی دارید و به دریای خنک می اندازید. به طور طبیعی یک تکه سنگ داغ در برخورد با آب سرد، حرارتِ خود را از دست می دهد و در پی آن سرد می شود. در مقابل آب حرارت را از سنگ دریافت می کند و گرم تر می شود. در نهایت سنگ و آب به دمایی یکسان می رسند که به آن دمای تعادل گفته می شود. بعد از این همدمایی دیگر نه سنگ سرد تر می شود و نه آب گرمتر. حالا یک خرگوش را تصور کنید که در مناطق قطبی زندگی می کند. بدن او ماشینی است که با همدما شدن با محیط مقابله می کند. بدن او از اینکه با محیط به تعادل برسد اجتناب می کند و با افزایش متابولیسم جبران حرارتی را که از بدن از دست می دهد می کند و گرم باقی می ماند. ابزارآلات ساخت بشر هم همین خاصیت را دارند که از برقرار شدن تعادل پیشگیری می کنند. ابزار ساخت انسان بر روی ماده کار انجام می دهند و از این راه جلوی رسیدن طبیعی به تعادل با محیط را می گیرند. برای همین است که وقتی ده هزار متر بالاتر از سطح دریا در داخل هواپیما نشسته دمای داخل هواپیما با دمای بیرون که گاهی تا پنجاه درجه سانتی گراد زیر صفر هم می رسد، متفاوت است و یخ نمی زنید. سیستم گرمایش هواپیما از هم دما شدن آن و هوای اطراف جلوگیری می کند. پس اگر حق با اروین شرودینگر باشد و حیات نتیجه مقاومت موجود زنده در برابر یکسان شدن (تعادل) است، عجیب نیست که انسان همیشه بی قرار است و تعادل دریاها و جنگلها و حتی سیارات دیگر را هم بر هم می زند. او برای تغییر دادن شرایط موجود و مقاومت در برابر به تعادل رسیدن با جهان پیرامون خود، در طول زمان از عصر شکارچی گری به عصر دامداری و بعد کشاورزی و نهایتا به دوران صنعتی حرکت کرده است. عصری که در آن چرخها نه با باد و آب که با فشار گاز ها می چرخند. بعد از چندین اختراع، این چرخ صنعت را جیمز واتِ اسکاتلندی در سال 1776 به نهایت و تکاملی رساند که انسان را وارد عصر جدیدی کرد. او با طراحی دقیق خود گرمای حاصل از سوختن زغال سنگ را به بخار آب پرفشاری تبدیل کرد که می توانست برای چرخاندن موتوری مورد استفاده قرار بگیرد و چنین شد که کشتی های بخار از کشتی های بادبانی سبقت گرفتند و جهان را به مستعمره ای زیر نگین پادشاه بریتانیا درآوردند. بعدا برادران رایت این موتور های چرخان را که انرژی گاز داغ و پرفشار را به حرکت دورانی تبدیل می کردند برای هواپیمایشان به کار گرفتند و با آن برای اولین بار موفق به پرواز مفید شدند. امروز هم همین چرخش در موتورهای جت، جنگنده ها را در آسمان به پرواز در می آورد و سلطه هوایی آمریکایی ها را بر کره زمین تضمین می کند. سلطه ای که در زیر چتر آن معاملات اقتصادی به نحوی که به سود او تمام شود رخ می دهند. همین موتورها در کامیون ها، کالاهایمان را بین شهرها جابجا می کنند و یا در کشتی ها نفت ها را از هفت دریا می گذراند و یا دستگاههای تنفس مصنوعی را در آی سی یو ها به حرکت در می آورند. کدام عقل سلیم می تواند از خیر این همه ابزار بگذرد و به انتظار به تعادل رسیدن با محیط بنشیند؟ اما این همه ماجرا نیست. آنچه چرخ ها را می چرخاند و اقتصاد را جلو می راند و تابلوی ارقام را در بورس

کشمکش طبیعت و انسان در آثار فرهاد مهرانفر
