
Podcast
vibe-coded by ppoorebrahim.ir
▨ نام شعر: شب جمعه خدمت حاج امین ▨ شاعر: ایرج میرزا ▨ با صدای: سبحان گنجی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ رفیق اهل و سرا امن و باده نوشین بود اگر بهشت شنیدی بساطِ دوشین بود چه حال خوب و شب جمعۀ خوشی دیدیم چه بودی ار شبِ هر جمعه حالِ ما این بود عجب شبی به احبّا گذشت و پندارم که چشمِ چرخ در آن شب به خواب سنگین بود جهان به دیدۀ من ناپسند میآمد ولی در آن شب دیدم که دیده بدبین بود لوازم طرب و موجبات آسایش ز لطف حاج امین جمله تحتِ تأمین بود تمام حرفِ وفا در لب و صفا در چشم نه در سری هَوَسِ بَد نه در دلی کین بود نه از میلسپو آنجا سخن نه از نُرمال نه ذکر آنقُره، نی صحبتِ فلسطین بود نه گفت و گویِ رضاخان نه یادِ احمد شاه نه فکرِ مؤتمن الملک و ذکرِ چایکین بود انار و سیب و به و پرتقال و نارنگی کبابِ برّۀ خوب و شرابِ قزوین بود عرق به حدِّ کمال آبجو به حدِّ نِصاب گل و بنفشه فزونتر ز حدِّ تخمین بود مُعاشران همه خوشروی و مهربان بودند یکی نبود که بدخوی و زشت آیین بود

ایرج میرزا | شب جمعه خدمت حاج امین
