
Podcast
vibe-coded by ppoorebrahim.ir
ریچارد: اسی، آیا هرگز نام شیطان به گوشت خورده است؟ اندرسون: (به حالت طغیان) آقا، گفتن این حرفها به یک بچه شرم آور است. ریچارد: کشیش! با اجازه تون، همانطور که من در موعظه های شما دخالت نمی کنم، شما هم حرف مرا قطع نکنید (خطاب به اسی) می دانی مرا چه نام نهاده اند؟ اسی: دیک ریجارد: (شادمانه به شانه اش می زند) آری دیک، ولی مرا به نام دیگری هم می خوانند، مرا مرید شیطان صدا می زنند. اسی: چرا اجازه می دهیدمرید شیطان صدایتان بزنند؟ در اوان سرکوب های حکومتی ریچارد به خانه ی کشیش می رود تا به او یادآوری کند که نیروهای حکومتی قصد جان او را دارند؛ اما کشیش از خانه خارج و نیروهای امنیتی او را [که در خانه ی کشیش و در کنار همسر کشیش بود] به جای کشیش دستگیر و برای محاکمه می برند تا با اعدام کشیش منطقه مردم حساب کار دستشان بیاید! کشیش برمیگردد و همسرش ماجرا را برای او تعریف می کند... نوشتۀ : جرج برنارد شاو به نقل از iketab کتابشنو ؛ رسانه ای برای شنیدن کتاب peymanreshadi@gmail.com https://yek.link/peyman_reshadi

مرید شیطان !
