
Podcast
vibe-coded by ppoorebrahim.ir
منطق دانشیه که طبق تعریف خودش آلة قانونية تعصم مراعاتها الذهن عن الخطأ في الفكر یعنی ابزاری که بکار بستنش باعث میشه ذهن در فرایند تفکر و استدلال و استنتاج، خطا نکنه شاید به نظر برسه زحمات جناب ارسطو در تدوین مجموعه ارغنون چندان جواب نداده، چون دانستههای ما هنوز پر از خطاست. چرا؟ واقعاً دلیلش اینه که از منطق استفاده نمیکنیم؟ داستان کمی پیچیدهتره و اشتباه کردن ما دلایل زیادی داره. قواعد منطق ارسطوی گاهی بدیهی به نظر میرسه و به نظر میرسه جای چندانی برای اشتباه نیست. ما گاهی در ساختار استدلال اشتباه میکنیم. مثلاً اینکه سگها ۴ پا دارند. این حیوان هم ۴ پا داره پس این حیوان سگه، اجزایش درست هستند ولی این شیوه استدلال غلطه، اون حیوان ممکنه گوسفند یا گاو باشه. یعنی سگها ۴ پا دارند کاملاً درسته. این حیوان هم واقعاً ۴ پا داره ولی از این ۲ تا نمیشه نتیجه گرفت این حیوان سگ هست گاهی هم شیوه و ساختار استدلال نادرست نیست و اجزای استدلال غلطه که باعث نادرست بودن یا فاسد بودن کل استدلال بشه. مثلاً وقتی نجوم جدید مثلاً در دوره قاجاریه مطرح شد، منجمین سنتی ما که ذهنیت بطلمیوسی و زمین-محوری داشتند چنین استدلالهایی برای رد نظریه خورشید-محوری، حرکت وضعی یعنی گردش زمین به دور خورشید و نظایر این دانستههای نجوم جدید میکردند، البته داریم بیان جدید از خلاصه استدلالشون میکنیم اگر زمین به دور خودش بچرخه، چیزهایی که در هوا هستند مثلاً پرندگان عقب میافتند یا سادهتر اینکه اگه به هوا بپریم روی جای سابق فرود نمیآییم. چون این طور نیست، پس زمین به دور خودش گردش نمیکنه اصطلاحاً مصالح و مواد استدلال ما غلط یا فاسده که باعث میشه شیوه درست هم ما رو به نتیجه درست نرسونه مغلطه گاهی اشتباه بودن مصالح و مواد استدلال و شیوه استدلال واضح و آشکاره ولی در خیلی از مواقع بهطور خاص در زندگی ابداً این موضوع آشکار و واضح نیست و گاهی هم ذهن ما ناخواسته و ناآگاه، سوگیری و جهتگیری داره و نسبت به مسایلی تعصب و گرایشی داره که ممکنه خود ما هم متوجهش نباشیم. مثلاً وقتی ما مالک چیزی هستیم مثلاً خودرو یا خونه، موقع ارزشگذاری رقم و عدد بیشتری براش در نظر میگیریم تا وقتی که مالک و صاحب اون نیستیم. ابداً هم متوجه این گرایش و تمایل پنهان خودمون نیستیم. سوای گرایشها یا بایاسهای ذهن، انسان در درک احتمالات مخصوصا وقتی پیچیده میشن که در درک موضوعات فیزیک نوین مثل مکانیک کوانتوم خودش رو نشون میده هم دچار مشکل میشه و گاهی پاسخی که ریاضیات یا فیزیک میده رو نمیتونه بپذیره. موضوع دیگهای که به لحاظ تاریخی کار رو دشوار کرده، راهی بود که متکلمین و سخنوران پیش گرفتند برای اقناع دیگران که هدفشون غلبه و برتری بر حریف و خصم و ساکت کردنش بود. عمده شیوههای که استفاده میشد روشهای مبتنی بر مغلطه بودند. اینکار از سوفسطاییان یا سوفیستهای یونان و آموزش خطابه و سخنوری بویژه در محکمهها و دادگاهها آغاز نشد اما میشه از اون به عنوان نمونه مشهود تاریخی اسم برد. یعنی فرد مسلط میشد تا گاهی با بازی و لفاظی و به خطا انداختن مخاطبان، کار خودش رو پیش ببره و مثلا در دادگاه پیروز بشه. داستان معروفی درباره پروتاگوراس مهمترین شخصیت سوفیست یونان باستان هست که به جوانی آداب سخنوری یاد میده به این شرط که اگر جوان در اولین دعوای دادگاهی پیروز بشه دستمزد اون رو بپردازه و اگر شکست بخوره پولی نده. جوان از دادن

S01-E01 - Introduction
