
Podcast
vibe-coded by ppoorebrahim.ir
#Podcast #MohammadMokhtari #Radiolozhi فرامتنِ «کانونِ نویسندگانِ مرده»: قرار بر «جمعکردن» کانون نویسندگان بود! قراری که با تهدید و ارعابِ اعضای این کانون -که مارکسیستهای غیرتشکیلاتی و روشنفکرانِ سکولار بخشِ عمدهاش را شکل داده بودند- آغاز شد و با قتل و سوءقصد به جانِ چهرههای برجستهی ادبی عملیاتی شد. قراری که با قتلِ فروهرها این فرصت را یافت تا تحتالشّعاعِ آن بربریّتِ مخوف، سراغِ سه تن از برجستهترین چهرههای روشنفکریِ زمانه برود. اوّل مجید شریف -که در گرماگرمِ ترجمهی آثارِ نیچه بود. بعضی را ترجمه کرده بود و بعضی را در دستِ ترجمه داشت-، بعد محمّد مختاری -که مواضعِ سیاسیِ تند میگرفت و عمیقاً با رویکردهای حاکمیت مخالف بود- و در آخر محمّدجعفر پوینده -که غرق در ترجمهی آثارِ مهم در حیطهی جامعهشناسی و جامعهشناسیِ ادبیات بود و به جامعهی مدنی عقیده داشت؛ و تلاشش در راستای هر چه قدرتمندتر کردنِ این جامعه از لحاظِ نظری بود-! هر سه نفر به شکلی مشابه ابتدا ربوده شده و نهایتاً با ریسمانی خفه شدند؛ و پیکرهای بیجانشان در نقاطِ مختلفِ شهر و خارج از شهر رها شد! قرار بر «جمعکردن» کانونِ نویسندگان بود.... * شعرِ مختاری شعری دیریاب است. از این رو با رویایی و براهنی مقایسهاش میکنند. حتّا برخی عقیده دارند که شعرش به شعریّت نمیرسد. با اینحال نزدیکیِ جهانِ شعرش به شعرِ شاملو، مختاری را از رویایی و براهنی متمایز میسازد. شعرهای ترجمهاش امّا گویا و در عینِ حال نمونههایی عالی از شعرِ ترجمه هستند. در شعرهای ترجمه، تئثیرپذیریِ بیشتری از نظریهی ترجمهی شعرِ شاملو گرفته است آنچنان که ترجمهی آزاد را برمیگزیند؛ امّا به رغمِ زبانِ شیوا و نامنعطفِ شاملو، شیوایی را به زبانی نرم میآمیزد و ترجمههایی ارزشمند خلق میکند. همین امر باعث میشود تا شعرهایی که ترجمه کرده بیشتر از شعرهای خودش موردِ توجّه قرار گیرد. * رادیولوژی با اندوهی به وسعتِ پاییز، خاطرهی قتلهای زنجیره ای و سالمرگِ محمد مختاری را پاس میدارد... #پادکست #محمد_مختاری #کانون_نویسندگان_مرده #قتل_های_زنجیره_ای #رادیو_لوژی

کانونِ نویسندگانِ مرده
