
Podcast
vibe-coded by ppoorebrahim.ir
غرید شنگل ز پیش سپاه منم گفت گرداوژن رزمخواه بگویید کان مرد سگزی کجاست یکی کرد خواهم برو نیزه راست چو آواز شنگل برستم رسید ز لشکر نگه کرد و او را بدید بدو گفت هان آمدم رزمخواه نگر تا نگیری بلشکر پناه چنین گفت رستم که از کردگار نجستم جزین آرزوی آشکار که بیگانهای زان بزرگ انجمن دلیری کند رزم جوید ز من نه سقلاب ماند ازیشان نه هند نه شمشیر هندی نه چینی پرند پی و بیخ ایشان نمانم بجای نمانم بترکان سر و دست و پای بر شنگل آمد به آواز گفت که ای بدنژاد فرومایه جفت مرا نام رستم کند زال زر

نشست۳۹_هنرنمایی رستم
