
Podcast
vibe-coded by ppoorebrahim.ir
▨ نام شعر: ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد (کامل) ▨ شاعر: فروغ فرخزاد ▨ با صدای: یاسمن زعفرانلو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ــــــــــــــــ و این منم زنی تنها درآستانهی فصلی سرد در ابتدای درک هستی آلودهی زمین و یاس ساده و غمناک آسمان و ناتوانی این دستهای سیمانی. زمان گذشت زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت چهار بار نواخت امروز روز اول دیماه است من راز فصلها را میدانم و حرف لحظهها را میفهمم نجاتدهنده در گور خفته است و خاک، خاک پذیرنده اشارتیست به آرامش زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت. در کوچه باد میآید در کوچه باد میآید و من به جفتگیری گلها میاندیشم به غنچههایی با ساقهای لاغر کمخون و این زمان خستهی مسلول و مردی از کنار درختان خیس میگذرد مردی که رشتههای آبی رگهایش مانند مارهای مرده از دو سوی گلوگاهش بالا خزیدهاند و در شقیقههای منقلبش آن هجای خونین را تکرار میکنند - سلام - سلام و من به جفتگیری گلها میاندیشم. در آستانهی فصلی سرد در محفل عزای آینهها و اجتماع سوگوار تجربههای پریدهرنگ و این غروب بارور شده از دانش سکوت چگونه میشود به آن کسی که میرود اینسان صبور، سنگین، سرگردان، فرمان ایست داد. چگونه میشود به مرد گفت که او زنده نیست، او هیچوقت زنده نبودهاست در کوچه باد میآید کلاغهای منفرد انزوا در باغهای پیر کسالت میچرخند و نردبام چه ارتفاع حقیری دارد. آنها تمام سادهلوحی یک قلب را با خود به قصر قصهها بردند و اکنون دیگر چگونه یک نفر به رقص برخواهد خاست و گیسوان کودکیش را در آبهای جاری خواهد ریخت و سیب را که سرانجام چیدهاست و بوئیدهاست در زیر پا لگد خواهد کرد؟ ای یار، ای یگانهترین یار چه ابرهای سیاهی در انتظار روز میهمانی خورشیدند. انگار در مسیری از تجسم پرواز بود که یک روز آن پرنده نمایان شد انگار از خطوط سبز تخیل بودند آن برگهای تازه که در شهوت نسیم نفس میزدند

Iman Biavarim V2
